دسته: Uncategorized
ما مردمان سرزمين آريايي که در مرکز هستي سبز رنگ خويش هزاران سال
شاهراه گذر مردماني ديگر بوده ايم اينک در زمانه نفت و تروريسم همچنان سر برافراشته ايم.مردمانمان هنوز آرام بر روزگار گام مينهند..گاه با آوايي و گاه در خاموشي در رديفي بلند ازخودروها در راه بندان براي هم داستان زندگي خويش و مردمانمان و دولتمان و نامردميهاي روزگار و گراني و جوانان و فرار مغزها را بازگو ميکنيم….
کساني از ما با دستان تهي و کساني با مغزهاي انبا شته از انديشه همچنان بامداد و شبانگاه برميخيزيم و به رختخواب ميرويم.با تمام تنگيهاي روزگار ما هنوز قد برافراشته انارهاي شب يلدا را دان ميکنيم و ازآتشها ميپريم..کار ميکنيم و تاريخ ميهن خويش عاشقانه فرا ميگيريم .ميدانيم جهانيان ما را به مولويها و حافظ هامان مي شناسند
اما ما در پس پرده هويت ديرين خويش فرياد ميزنيم:
کورش آسوده بخواب که ما در دوراني نو همچنان بيداریم!..
اينجا جاييست که ما از انديشه هامان خواهيم نوشت
22 دیدگاه تاکنون
دیدگاهتان را بنویسید:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
سلام.
دیدگاه با kamangir ژانویه 19, 2007 @ 2:07 ق.ظدرود
دیدگاه با همکلاسی ژانویه 19, 2007 @ 2:21 ب.ظبراستی که کیوان بی خود نمی گفت نگارش در خون شماست
سپاسگزارم از صمیم قلب که بازگشتید
امید دارم این بار هم چون گذشته در پناه دادار یگانه پایدار و محکم باشید و ما را از اندیشه های سودمند خود بهره مند کنید
شما یک تارنگار به تارنگار های سودمند افزودید
بازهم سپاسگزار
به وردپرس خوش آمدید …
دیدگاه با underline ژانویه 20, 2007 @ 6:24 ب.ظموفق باشید
salam
دیدگاه با mohammadmahdy ژانویه 21, 2007 @ 4:02 ب.ظmovafagh bashid
درود…تار نگاه نوینتان را خجسته باد میگویم…رای من این است که تار نگاه نخستینتان زیباتر بود و هم جا افتاده تر…شاید رای من نادرست است…
دیدگاه با سوما ژانویه 23, 2007 @ 5:33 ق.ظبگذریم…روزگاران به کامتان باد…
ما به مردگان افتخار کردیم حال آنکه زندگان می مردند.من از صمیم قلب برای مرگ آرزوی موفقیت می کنم،اما از دوباره مردن می ترسم.
دیدگاه با امید رازی ژانویه 27, 2007 @ 9:47 ب.ظin the name of allah
دیدگاه با همکلاسی ژانویه 28, 2007 @ 2:41 ق.ظبا درود بسیار بر شما پگاه خانم که آلونک ما رو پر رونق کردی
ابتدا باید بگم بنده در جلسه حضور نداشتم و صدها کیلومتر دور از اون بودم.زیرش نوشتم گزارش از بی بی سی و اقای پرپنجی است.من فقط کپی کردم.ولی دیدگاه خودم:
قبول دارم که نویسنده زیاد رسا نگارش نکرده و لیکن بحث من بر این است اخلاق باید همیشه رکن جدایی ناپذیر دین باشد که بازرگان از اون بی بهره نبوده است.اما احکام در هر منطقه ی جغرافیایی و هر دوره ی زمانی می تونه تغییر کنه.ما نباید بعضی احکام که در 1500 سال پیش آن هم در شبه جزیره ی عربستان(محل سکونت سوسمارخواران ان دوره) وضع شده در ایران(مهد تمدن) آن هم در سال 2000 اجرا کنیم. و اینکه باید احکام نسبت به دوره های زمانی مختلف و شرایط آن دوره تغییر کنه. اما اینکه دین راستینی وجود نداره که خودش توضیح داده… یعنی این که دین یه چیزیه که بعد از 1500 سال به ما رسیده و نمی دونیم تعبیر درست از فلان سخن پیامبر کدومه…صادق خلخالی یه جور فلان حدیث رو تعبیر می کنه و بازرگان یه جور.مهم اینه که کی اجرا کننده باشه…جالب اینه که دین می تونه بر دوتای اونا دلالت کنهئمهم اینه که هر فرد با روحیاتی که داره کدام رو بپسندد.اسلام راستینی وجود نداره به نظر من یعنی یک تعریف و مفاهیم واحد از اسلام نیست .چرا؟چون اسلام باید در هر مکان و زمان یک جور به کار برده بشه.یک مفهوم خاص نیست که در همه ی حالتها به یک صورت اجرا بشه.پس احکام بی اهمیت نیست به نظر من قابل تغییره……..فکر می کنم همه ی این حرفها رو بشه براحتی خووند بحث بر اعتدال است.اعتدالی که در طول سالیان و در طول فاصله های مکانی به وجود میاد. پس بابا در کل احکام بی اهمیت نیست!قابل تحول است…هدف این مطلبی که تارنگار زدم این بود.که بر باورهای کهنه پا بذاریم.درسته آقای صادق خلخالی هم دین رو اجرا کرد ولی من و آقای بازرگان معتقدیم که می شه دین را معتدل کرد به طوریکه به کفر هم نگراید.به طوریکه از قالب دین خارج نشود.بطوریکه یک تعبیر نو و مناسب برای اسلام باشد.به طوریکه وقتی اون رو در قرن بیست و یک اجرا می کنیم ملتهای دیگه به ما نگویند افراطی و ما را حتی وحشی بپندارند در حالیکه وحشی نیستیم.بطوریکه وقتی اون رو اجرا می کنیم مردم کشورهای دیگه به ما بگن مومن های ازاد.آزادی در کنار دین …ما را به عنوان هم ملتی متمدن و هم متدین بشناسند و بی شک هر منصفی خواستار رابطه ی حسنه با ما می شود….
ضمنا وبلاگ قبلی بهتر بود
و ضمنا بازرگان دوست باشید
و اسلام دوست باشید
و فردی نرمال باشید
و در امر وبلاگ نویسی پر کار.
و من هم به روز شدم باز …این بار با مطلبی به انم کربلا ی ما به چه درد می خورد از دکتر عزیزم شریعتی
سپاسگزار
جايگاه جديدتان مبارك… با كمال ميل همراهيتان خواهم كرد.
دیدگاه با سروش ژانویه 30, 2007 @ 10:14 ق.ظهميشه بهروز و سربلند باشيد..
جشن سده بر شما فرخنده باد
دیدگاه با farnad ژانویه 30, 2007 @ 10:54 ق.ظدرود
دیدگاه با سارا فوریه 3, 2007 @ 10:00 ب.ظدر وبلاگ قبلی متاسفانه نتونستم نظر بدم
خوشحالم که با این دید باز و بدین روشنی آغاز به نوشتن کردی.
salam
دیدگاه با mehdi فوریه 4, 2007 @ 6:44 ب.ظpegah khanoom va aida khanoom tabrik migam age mayel bashid tabadol link konim va emailhaye hamo javab bedim fekr mikonam tamol behtar az qahre
bedroud
درودی دوباره
دیدگاه با همکلاسی فوریه 5, 2007 @ 4:33 ق.ظبا سخنی در باب شاملو در خدمتم
سلام
دیدگاه با برنا فوریه 5, 2007 @ 11:19 ق.ظموفق باشی.
آغاز کردید ولی ادامه ندادید
دیدگاه با همکلاسی فوریه 15, 2007 @ 5:38 ب.ظحالا که این قدر طولانی شد بردباری ما توی نخستین سخن بترکونید
درود بر شما،
دوست داشتید به وبلاگ (( آخوندَکهای کِرواتی و مُومِنین مُدِرن )) هم سری بزنید.
http://akhoondak.blogfa.com
بدرود و پیروز باشید
دیدگاه با بارنابا کاویانی فوریه 21, 2007 @ 7:18 ب.ظكورش ارام بخواب كه انچه تو رشته كرده بودي ديگران پنبه كردهاند
دیدگاه با فرزانه فوریه 27, 2007 @ 8:46 ق.ظخوشحال می شم در بحثی که در تارنگارم به راه انداخته ام که به نظرم مفید و سازنده است در باب کارها ی دکتر مصدق و درست یا نا درست بودن آن..
دیدگاه با همکلاسی مارس 17, 2007 @ 7:36 ب.ظشرکت کنید
درود
دیدگاه با همکلاسی مارس 21, 2007 @ 3:40 ب.ظوظیفه دانستم پگاه و آیدا عزیز بیایم و این خجسته روز را به شما تبریک بگویم…برای خجسته بودن ان همین کافی است که من را به یاد شما و شما را به یاد من می اندازد.
سالی لبریز از بهروزی و شادی و خوشی را برای شما ارزومندم.امیدوارم از این میدان هم سر بلند بیرون بیایید
پس كجاييد؟!
دیدگاه با سروش آوریل 5, 2007 @ 6:55 ب.ظin noskheh ha hichkodam dar amal dardi as in mamlekat dava nakarde anche ke mohem hast hghigat ra ghabool konim vadonbale chare bashim aksare ma az nazere fekri to khorafat ghargh hastim movlanara ensane kamel midanim badivane hafez fal migirim delemanra begozashte tahrif shode khosh nakonim inha darde mara dava namikonad
دیدگاه با ali آوریل 7, 2007 @ 10:22 ب.ظsalam.man emrooz baray avalin bar kamangir ra didam. mataleb jalebi dar inja hast ke khili be dard nasl ma mikhore .paidar bashid.
دیدگاه با hidar آوریل 16, 2007 @ 6:24 ق.ظدرود
دیدگاه با farnad نوامبر 11, 2007 @ 1:32 ق.ظگر چه رنجورم ولی هستم هنوز
سپاس از اينکه به ياد من بوديد